سلام دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب بشه :
**** رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون ****
به جمله ی بالای توجه داری ببینم اصلا قبولش داری ....
خوب خوبه پس باهم هم فکریم حالا یکم هم دل شو باهام ..... باهات کار دارم ...
ازش می پرسی چرا موهات اینجورین ... جواب میده مو خودمه تو چی کار داری ... براش توضیح می دی می گه خدا کنه ادم دلش پاک باشه ... عجب ... نمی دونم دختران کشور ما البته بعضیاشون می رن دانشگاه چی کار کنن ! نه تورو قرآن توجه کن ... یارو هیچی از زندگی ... روابط اجتماعی ... چه جوری لباس پوشیدن حرف زدن ... نمی دونه... برا من دانشگاه می ره ... اخه دختر تو می ری دانشگاه چی یاد بگیری .... یکم به خودت بیا شخصیت داشته باش ... فکر کن ... ببین لباس پوشیدنت ... با دینت ... کشورت ... ارمان هات مطابقت دارن یا نه .... اصلا توجه نداره داری چی بهش می گیا ... اون تو فکره که لیلا دوستش چه جوریه اونم اونجوری باشه که جلوش کم نیاره ... خوب همین چیزاست که نتیجه اش میشه این ...... می خوام جواب هرزه ی را بدم که با انگشت خانوم های چادری را به دوستاش نشون می داد و بلند بلند می خندید ... بخند تا روزی ماها بهت بخندیم ... (این خنده کجا و آن خنده کجا )
... جواب مردمانی که از خود بی خبرن. دین اسلام را به بازی گرفته اند و به آن می خندن خواهیم داد ...
... ما اهل کوفه نیستیم وطن تنها بماند ...
آهای هرزه گوش کن ....
خشم خداوند بر آن زن شوهرداري كه ديده اش را به غير همسرش يا نامحرمي بدوزد شديد است، چرا كه اگر چنين كند خداوند همه اعمالي را كه انجام داده است بي نتيجه خواهد گذاشت.
نگاه به موي زنان حرام است، چون موجب تحريك و فساد مي شود.
می دونی جمله بالا فرموده ی کیه ... فرموده ی اقات امام رضاست ... حالا برو زیارتش تو حرمش حجابتو حفظ نکن به زور چادر سرت کنن ... ای ای ... (ببینم دل تو پاکه )
«تو اى خواهرم... حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.»
می دونی این جمله را کی گفته ... بگذار برات بگم ... وقتی تو هنوز چشمات نور خورشید ندیده بود یکی از تشنگی نمی تونست راه بره ... نور خورشید چنان بدنشو می سوزوند ... که نمی تونست بی حرکت باشه ... اما غیرت داشت ... مرد بود ... جنم به خرج داد ... وایساد از تو دفاع کرد ...
....حالا تو لباس بپوش از یک اروپای بی دینه بدتر وایسا کنار خیابون فحشا رواج بده ....
توجه کن : این حرف و عمل اونیای هست که تیرو خمپاره مثل بارون رو سر شهیدامون می ریختن ...
(در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند.پس از این که حجاب زن با تبلیغات وسیع از میان رفت وظیفه ماموران ما این است که جوانان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامعه اسلامی گسترش دهند.)
(لازم است زنان غیر مسلمان کاملا بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.)
می دونی جای تو تو این داستان کجاست تو محره های اونای ... یک عروسک خیمه شب بازی ... یادته می گفتی لیلا چه جوریه منم همون جوری باشم ...
(لازم است زنان غیر مسلمان کاملا بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.)
اره داره با ما بازی میشه ... دارن با ما می جنگن ... ماها خوابیم ... خواب غفلت ... خواب نابودی ...
اره درسته این مملکت بزرگ داره ... رهبرداره ... چه جمله ی زیبایی رهبر ... رهبری ... اما !!!!
اما نمی دونم چرا هیچکی هیچی نمی گه کی می خواد این سکوت مرگ بار لعنتی رو بشکنه
... کسی نیست ...؟ دیگه خمینی نداریم ...؟ دیگه چمران نداریم ...؟
...بچه شهیدا کجان ... ؟بچه جانبازان کجان ...؟
... مگه قول ندادیم که راهشونو ادامه بدیم ... راه بابا ... راه هم کلاسی ... راه همه شهدامون...
...مگه اونا وصیت نکردن ... مگه قول نگرفتن ...
... مگه خدا نگفته شهیدان زنده اند پس چرا نیستن هیچ کاری نمی کنن تا بگن ما هستیم ...
... اخه من تو کتابام خوندم نشانه ی موجود زنده تاثیر گذاریشه پس کو ...
... فکر کنم حقیقت نهان دنیا داره خودشو نشون می ده ( بی معرفتی ) ماها همگی بی معرفتیم ...
... جو فروشان گندم نمایم ... نمک می خوریم نمک دونو می شکنیم ...
... یک جمله خیانت کاریم ... داریم مملکتو ارزون می فروشیم ...
... خودمون می فروشیم به بهای شهوت ...
... شرممون کجاست ... مگه حیا نداریم ... مگه بچه بابا مامانمون نیستیم ...
... مگه غیر از اینکه سر سفره مامان بابامون نون خوردیم نون پاک / حلال ...
... پس چیه ... چرا این جوریه ... اخه چرا ...
برگرفته از: وبلاگ دست از دامان یوسف
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت
23:23 |